|
|
|
|
|
۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! ۸۸ مبارک! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 13:26 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
سلام سلام امروز ۱ روزی که با بقیه روز ها فرق داره اخه تولد رامتین جونم رامتین جونم تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک
تولد تولد تولدت مبارک رامتین جونم ۱۲۰ سالگیت و تولد بگیریم
ر ا م ت ی ن ج و ن م ت و ل د ت م ب ا ر ک رااااااااااااااااااااااااامتین تولد بازم تا بعد
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:53 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
چندروزی آسمان نزدیک است ... لحظه هارا دریاب ...
{شهر رمضان اللذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینت من الهدی والفرقان} سلام سلام ما اومدیم ....باور کنین دلمون خیلی تنگ شده بود ولی خوب هر وقتم می اومدیم و می خواستیم اپ کنیم ۱ اتفاقی می افتاد نمی دونم یادتون هست یا نه ولی ما قبلا ۱ شب شعر گذاشته بودیم که دوستان می اومدن لطف می کردن نظر می دادن و ۱ شعربرای ما می زاشتن حالایا سروده خودشون یا ...ما قول داده بودیم که شعرارو تو اپ های بعدیمون با اسم کسی که برامون نظر داده بود و بزاریم تو ۲و۳ تا اپ های پیش نزاشتیم ولی الان دیگه وقتش نه؟البته ببخشید ۱ زره بد قولی کردیم ولی خوب شما ببخشید... ما توی یکی از اپ ها از شعرای دوستای مهربونمون :شبنم،ارزو و ندا استفاده کرده بودیم و حالا تو این اپ: الهام عزیزم: من به خیالم می پرم از خواب
هنگامه و سمیرای گلم: *با مرغ پنهان*
سهراب سپهری زهرای گلم: ای پناه قلب های بی پناه مریم حیدر زاده اخریشم از پسر دایی جونم محسن ص: قاصدک هان چه خبر آوردی ؟
دست همه درد نکنه واقعا شعرای قشنگی بود.شب شعر ما همیشگی هاااا.شما برا ما شعر بزارید ما با اسم خودتون ازش استفاده می کنیم. یادتون نره ما رو دعا کنید... دوستون داریم و زود بر می گردیم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:23 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
خسرو شکیبایی هم ...به خاطره ها پیوست...
سلام ! حال همه ی ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند... دیروز مقابل تالاروحدت خیلی ها اومدند .اومده بودند تا او را تا نیمه های راه همراهی کنند.اومده بودند تا نشان دهند کسی از بین ما رفته که ...مهرش در دلها و یادش در خاطر همه ما ست و ماندگار هم هست. باز هم تا یکی از بهترین هارا از دست دادیم یادمان افتاد که کاش قبل از اینکه پرواز کند،برایش مراسمی می گرفتیم و ازش تشکر می کردیم و برایش ارزوی سلامتی اما حیف که همیشه دیر یادمون می افته حیف... اما این رفتنا برامون تجربه بشه که قدر دیگر هنرمندانمون رو بدونیم حداقل از اون ها ۱ تشکر کنیم. . . و هنر مندانی که ما تونستیم ببینیمشون...
عکس ها خودشون نشونگر اون چیزی که ما دیدیم هستن البته ببخشید که عکسا بعضی هاش واضح نسیت ولی باور کنین تو اون شرایط و شلوغی عکس گرفتن خیلی سخت بود بخصوص از هنرمندا.چون که اون ها هم حال و روز خوبی نداشتن.خلاصه شرمنده ایم... تا بعد
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:7 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام سلام
به به می بینیم که بازم عید و جشن.تا باشه از این جشن ها و عید ها ولادت خضرت علی(ع) و روز مرد ،اقا،بابا و پدر رو تبریک می گیم به خصوص به پدر های زحمت کش و به بابا های خودمون که اندازه ۱ دنیا دوستشون داریم هرچی گل تو دنیا تقدیم به همه بابا های مهربون زود بر می گردیم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 23:25 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز... روز تولد ... روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد تولد تولد واااااااااااااااااااااای اگر بدونید تولد کیه؟؟؟اگر اپ قبلی رو بخونید حتما می فهمید... . . . واااااااااااای خدا (منظورم از بهار خواهر رامتین.البته من و رامتین نداریم خواهری خودمم هستش اون جیگر اگربدونید ما چه قدر خوشحالیم هنوز هیچی نشده دلمون براش تنگ شده.(اینم بگم که ۱ ساعت که ازش جدا شدیم تازه)
بهار جونم خوش امدی
بهار جونم خوش امدی تا بعد......راستی دلت می اد بدون تبریک بری پس نظر یادت نره |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 19:35 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند
کودکی که اماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مارا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به ان جا بروم؟؟؟
نظر گرفته اماو در انتظار توست و از تو مراقبت خواهد کرد.
خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند
خواهد زدتو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
را نمی دانم؟
را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
زندگی می کنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
جانش تمام شود
شما را ببینم ناراحت خواهم شد
راه بازگشت نزد من را خواهد اموخت اگرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود دانست که به زودی باید سفرش اغاز کند او به ارامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا اگر من باید همین حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگو راحتی می توانی او را مادر صدا کنی و می توانی مادر صدا کنی... سلااااااااااااااام سلاااااااااااام ۱۰۰تا سلام اول به مادرای مهربون،دوم به شما دوستای گلمون که دلمون براتون خیلی خیلی خیلی تنگ شده بود و سوم به وبلاگمون که خیلی وقت بود بهش سر نزده بودیم براش تنگ شده بود.اما باور کنید این چند وقت به خاطر امتحانات و ...سرمون خیلی شلوغ بود.اما روز مادر بهانه ای شد تا ما بیایم و دوباره شروع کنیم. ۲تا تولد خیلی خیلی مهم داریم : ۱ - تولد یادش به خیر ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ بود که ما این خونه مهربونی و ساحتیم.پس ۱۲ مرداد ۱ تولد داریم یادتون نره. ۲ـ تولد ۱ می دونم خیلی ها می دونید منظورم کیه،اما بزارید به دنیا که اومد ۱ اپ به یاد موندنی رو براتون دااااااااریم!!! تا بعد
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:31 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام سلام
عیدتون مبارک امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی داشته باشید... سالی که پر از سلامتی و شادی و برکت باشه برای همه.... لحظه سال تحویل برای ما هم خیلی خیلی دعاکنیداااااااا. تولد هم که زیاد داریم ........ اولیش ایمان که تولدش ۱ فروردین....... ایمان جونم تولدت مبارک.امیدوارم همیشه سالم و موفق باشی.... و بعدی.....................................................
تولد محمد رضا گلزار که ایشون هم ۱فروردین هستند. هم سال نو رو و هم تولدشون رو بهشون تبریک می گیم....امیدواریم سالی همراه با سلامتی و موفقیت داشته باشند.... البته ما ۱ اپ تولددیگه برای اقای گلزار داریم که ۱۱ فروردین و جشن اصلی رو اینجا می گیریم: امیدواریم ۴شنبه سوری خوبی هم گذرونده باشید.بدون خطر.... سال خوبی و داشته باشید تا بعد...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:6 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام سلام
ما دوباره اومدیم...راستش خیلی دیر اومدیم خیلی.تولد ۲تا ازبهترینای دنیابود .هما و مریم جونم هما ۱۷ اسفند و مریم ۲۰ اسفند ماه بود.تولدشون ۱۰۰۰تا مبارک
راستی تولد دوست خوبم یاسی جان هم بود که اونهم ۱۰۰۰۰تا مبارک ۸۷هم که تو راه.پیشا پیش مبارک باشه سال جدید.ما احتمالا اپ می کنیم برای عید ولی حالا پیشاپیش عیدتون مبارک توی شب شعر ما خیلی از دوستای گلمون شرکت کردن و طبق قولمون گفته بودیم که شعرایی که دوستا ن برامون می نویسن تو اپ های بعدیمون براتون می زنریم به ترتیب و حالا وقتش رسیده.... و الان ۳تا ازشعرایی که دوستان برامون نوشتن رو با اسم شاعر و اسم دوست گلمون براتون می زاریم و بقیه شعر ها هم در اپ های بعدی اولین شعر رو دوست مهربونمون باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
دومین شعر رو عصیان بیا بگشای در تا پر گشایم
و سومیش هم نیمه شب بودو غمی تازه نفس ره خوابم زدو ماندم بیدار
از دوستای گلمون ممنون. اومیدوارم از این شعرای زیبالذت برده باشید ما که خیلی خیلی لذت بردیم. بازم برامون شعربزارید.تا بعد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 22:20 توسط شیما -رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام سلام شاد هستید یا نه؟!ما همیشه دوست داریم که همه شاد باشند.امیدواریم شما هم شاد باشید بعد از مدت ها تصمیم گرفتیم یک اپ متفاوت کنیم. و بعد تصمیم گرفتیم ۱شب شعر وبلاگی بزاریم. خودمون هم اولین قدم رو بر می داریم و از شاعر مورد علاقمون هر کدوم ۱ شعر براتون می نویسیم و شما هم برای ما تو قسمت کامنت ها از هر شاعری که دوست دارید برامون شعر بزارید تا ما توی اپ های بعدی از شعرای شما با اسم خودتون استفاده می کنیم. خواهشا اگر امکان داره اسم شاعر همراه شعر باشه که دیگران راحت تر بتونن از شعرتون استفاده کنند همه شاعر ما برامون عزیزن و شعراشون با ارزش اند. توی این اپ ما (شیما)شعری از فروغ فرخزاد و رامتین از فریدون مشیری براتون می زاریم.منتظر شعرای شما در کامنتا هستیما. تولدی دیگر فروغ فرخزاد
رامتین: شعری از فریدون مشیری. بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي : از اين عشق حذر كن! لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب ، آئينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا ، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم : "حذر از عشق؟ ندانم! سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم! روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم" باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
اشكي ازشاخه فرو ريخت مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت! اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد، يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم! بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:16 توسط شیما -رامتین
|
|
||